خطر مرگ هویت به قیمت جان جامعه

✍سمیه محمدی اینجا ایران است؛ همان ایرانی که وقتی تیم ملی فوتبالش در بازیهای جام جهانی بازی می کرد، همه ی خانواده ها برای دیدن فوتبالی مهیج دور هم جمع می شدند و ظرفها را پُر از تخمه می کردند تا جلوی تلویزیون های کوچک ۲۱ اینچی هویت اصیل و غیرت ایرانی خود را با هیجان […]

✍سمیه محمدی

اینجا ایران است؛ همان ایرانی که وقتی تیم ملی فوتبالش در بازیهای جام جهانی بازی می کرد، همه ی خانواده ها برای دیدن فوتبالی مهیج دور هم جمع می شدند و ظرفها را پُر از تخمه می کردند تا جلوی تلویزیون های کوچک ۲۱ اینچی هویت اصیل و غیرت ایرانی خود را با هیجان فریاد بزنند.

با هر خطری که دروازه تیم ملی ایران را برای گل زدن حریف تهدید می کرد ، همه ی نفسها در سینه حبس می شد و دعای« یا خاص علی ،یا امام حسین (ع) ،یا پیرمامه ، یا سید حسن و…» بزرگ و کوچک استان ایلام به آسمان بلند می شد.

حال و هوای تمام مردم کشور در مواقع برگزاری مسابقات جام جهانی ،المپیک وغیره….برای بُرد تیم ملی نه تنها در رشته ورزشی فوتبال بلکه در تمام رشته های ورزشی، مثال زدنی و توصیف غیرت و اصالتشان وصف نشدنی بود.

اکنون چه بر سر این ملت واستان آمده است که برخی از مردمانش با باخت تیم ملی فوتبال کشورشان در مقابل آمریکا خوشحال می شوند! و با آمدن به خیابان و زدن بوق های ممتد از باخت تیم ملی فوتبال خوشحال می شوند!؟

چقدر شکاف بین مردم ،دو دستگی و قطب سازی زیاد شده ،که یک تعداد از بُرد تیم ملی فوتبال ایران در مقابل تیم ملی ولز خوشحال می شوند و به خیابان می آیند و عده دیگر اعتراض می کنند و عکس این قضیه با باخت تیم ملی نیز اتفاق می افتد.

بنظر نگارنده این دو دستگی و تقابل همانند ویروسی وحشتناک در حال گسترش است و به جان جامعه افتاده تا همانند کابوسی ترسناک خواب  شبانه را از چشم مردم برُباید و روحشان را آزرده کند.

برخی از مردم با پا گذاشتن بر روی حرمت ها، آرمانها و عقاید دیرینه خود، جامعه را به سمت خطرناکی می کشانند .

اگر از خط قرمز حُرمت ها، آرمان‌ها و فرهنگ ایرانی اسلامی عبور شود، خطر مرگ هویت ایرانیان که زیرکانه کمین گرفته به قیمت جان جامعه متمدن ایران تمام می شود تا این واقعه ی تلخ، سکون ، سردرگمی و رخوت را برای مردم این مرز و بوم رقم بزند .

فوتبال تنها یک مثال از این دو دستگی ونفاق ایجاد شده بین مردم است و چه بسا در بسیاری از مسائل سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی و دیگر مسائل خرد و کلان این دو طیف ایجاد شده در مقابل همدیگر جبهه می گیرند و با هم به جدال می پردازند که جز پاشیدن تخم نفاق و کینه و درو کردن ، لجاجت، جنگ روانی ،تقابل، دو دستگی،عدم اتحاد و غیره نتیجه دیگری ندارد.

در گروههای مجازی نیز افراد بسیاری با سلایق مختلف سیاسی و اجتماعی وجود دارند که تا قبل از بروز این ویروس مسری وخطرناک به نظر همدیگر احترام می گذاشتند و با سبک و سنگین کردن و مزه مزه کردن کلمات، در کمال ادب و آرامش عقاید خود را مطرح می کردند.

اما انگار این بیماری در حال پیشرفت است و بعضاً در گروههای مجازی نیز حرمت ها شکسته می شود و همه به یکدیگر بی محابا ،حمله می کنند و این زنگ خطری برای جامعه ی متمدن باهویت و اخلاق مدار ایران اسلامی است که زمانی پهلوانی و مردانگی از خصلت های دیرینه مردمان این دیار بود .

الان دیگر بحث فوتبال نیست، بلکه بحث هویت ایران و ایرانیست که در معرض خطر قرار گرفته است و باید هر چه زودتر در پی درمان این بیماری مهلک بود ،زیرا خطر “مرگ هویت به قیمت جان جامعه “تمام می شود وسردرگمی و سکون را برای جامعه رقم می زند.