صرف پرداختن به مسائل اقتصادی برای ترغیب جوانان به ازدواج کافی نیست

اقدامات فرهنگی و اجتماعی برای ترغیب جوانان به ازدواج آسان نیز یک کار موثر در این راستاست.

به گزارش شکرستان، صرف پرداختن به مسائل اقتصادی و گذر از مسائل فرهنگی و اجتماعی راه حل  مناسبی برای ترغیب جوانان به ازدواج آسان نیست.

طبق نتایج سنجش نگرش جوانان در سال ۱۳۹۷، از مهمترین دلایل عدم ازدواج جوانان می‌توان به مواردی همچون نیافتن همسر دلخواه، بالابودن هزینه زندگی مشترک، نداشتن شغل، ترس از ازدواج ناموفق، بالا بودن هزینه تشریفات ازدواج، بی‌اعتمادی به جنس مخالف، مردد بودن در تصمیم‌گیری، نداشتن انگیزه عاطفی لازم، بالا بودن توقع‌های خانواده‌ها و مخالفت آنها، ترس از مسئولیت‌های زندگی، بالابودن سطح انتظار طرف مقابل، محدودیت‌های زندگی متاهلی و داشتن برادر یا خواهر بزرگتر مجرد اشاره کرد.

این در حالی است که طبق نتایج پیمایش نگرش جوانان پیرامون ازدواج و تشکیل خانواده (۱۳۹۷) از نگاه زنان، مهمترین دلایل عدم ازدواج عواملی مانند «نیافتن همسرِ دلخواه، ترس از ازدواج ناموفق، بی‌اعتمادی به جنس مخالف، مردد بودن در تصمیم‌گیری، بالابودن هزینه زندگی مشترک و نداشتن انگیزه عاطفی لازم» و از نظر مردان نیز «بالابودن هزینه زندگی مشترک، نداشتن شغل، نیافتن همسر دلخواه، بالابودن هزینه تشریفات و ترس از ازدواج ناموفق» است.

یک پژوهشگر ملی به مهمترین عامل در ازدواج موفق از نظر جوانان اشاره کرده و گفته است: طبق پیمایش ملی ۱۳۹۷، علایق مشترک با ۵۱.۸ درصد، داشتن درآمد کافی با ۱۹.۳ درصد، رابطه جنسی رضایت بخش با ۹.۲ درصد، باورهای مشترک با ۷.۵ درصد، داشتن فرزند ۳.۶ درصد، تقسیم وظایف با ۲.۶ درصد و توافق سیاسی با ۰.۹ درصد از مهمترین عوامل در ازدواج موفق از نظر جوانان مجرد ۱۸ تا ۳۴ سال محسوب می‌شوند.

طبق این پیمایش شاید بخشی از نگرانی جوانان مسائل اقتصادی باشد اما بخش دیگری از آن بر می گردد به ترس از ازدواج و عواقب آن که این مسئله نیاز به فرهنگ سازی و کمک گرفتن از جامعه شناسان و روانشناسان دارد تا در این زمینه به تحقیق و ارائه راهکارهای اجتماعی بپردازند و بخشی از ترس و عدم اعتماد جوانان به یکدیگر را حل کند.

اقتصاد، تنها عامل تاخیر در ازدواج جوانان نیست

با توجه به آمارهای موجود، در سال‌های اخیر میزان ازدواج کاهش یافته‌ در حالی‌که بر میزان طلاق افزوده شده‌ است. بالارفتن میزان طلاق و پایین‌آمدن نرخ ازدواج تبدیل به یک بحران شده‌ زیرا از مقدار طبیعی خود خارج شده‌ است.

هرچند این بحران (پایین‌آمدن نرخ ازدواج و بالارفتن نرخ طلاق) در دیگر کشورها هم مشاهده می‌شود اما در برخی از کشورها مانند اندونزی و مالزی، این مساله به دلیل شرایط خاص آن کشورها از جمله اسلامی‌بودنشان کمتر مشاهده می‌شود زیرا در این کشورها طلاق به عنوان یک ننگ شناخته می‌شود و افراد برای دور بودن از برچسب‌های اجتماعی کمتر به طلاق روی می‌آورند.

عموم افکار عمومی ازدواج را با مسایل اقتصادی گره می‌زنند در حالی که این‌گونه نیست زیرا حتی در مناطق برخوردار هم چنین مسایلی مشاهده می‌شود.

بنابراین با توجه به اینکه امروزه برخی جوانان نیازهای خود را از راهی غیر از ازدواج تامین می‌کنند، مساله مهم باید توجه به این ابعاد و ریشه‌یابی آنها باشد و نه مسایل اقتصادی.

برای مثال در یک دسته‌بندی کلی در این زمینه، می‌توان به افرادی اشاره کرد که رابطه عاشقانه با یکدیگر دارند و صداقت در روابط آنها مشاهده می‌شود اما به دلایل مختلف سنی و اقتصادی امکان ازدواج برایشان مهیا نیست؛ یا افرادی که تظاهر به دوست داشتن می‌کنند؛ افرادی که رابط ضد عاشقانه دارند و اساس کار آنها فریب است؛ یا افرادی که به تعبیر «آنتونی گیدنز» جامعه‌شناس دارای عشق سیال هستند، یعنی به تعبیری دارای دوستی‌های عمیقی هستند اما با یکدیگر ازدواج نکرده‌اند.

لازم است اشاره شود ،در دهه ۶۰ یک انفجار جمعیتی رخ داد، زیرا بسیاری از خانواده‌ها ترس از دست دادن فرزندانشان را در بحبوحه جنگ داشتند؛ علاوه بر این، پس از جنگ، اقدامات فرهنگی و تبلیغات نیز شروع و تلاش شد امکانات و تجهیزات لازم برای داشتن فرزند را تسهیل کنند.

پس از آن به ترتیب در دهه‌های ۷۰، ۸۰ و ۹۰ میزان طلاق بالا رفت، زیرا باز این تفکر اطلاق شد که طلاق همیشه بد نیست و نه تنها در برخی موارد، بهترین راه‌حل نیست بله اولین و بهترین راه‌حل هم شناخته می‌شود.

همچنین به مرور به اشتغال و تحصیل زنان هم توجه شد و به عنوان یک دستاورد و ارزش برای خانواده‌ها قلمداد شد؛ در حالی‌که به این مساله توجه کافی نشد که اگر زنی همه وقت خود را صرف اشتغال کند، پس کی زمان ازدواج و یا فرزندپروری خواهد داشت؟

راه‌حل‌های تشویق به ازدواج

بر اساس نظر یک استاد دانشگاه ، آمارها نشان می‌دهند نگرش جوانان در مورد ازدواج و فرزندآوری تا اندازه‌ای خوب است اما باید این نگرش را به حال خود رها نکرد. بلکه باید با توجه به شرایط و ویژگی‌های فرهنگی جوانان، اقدامات موثری انجام داد.

درست است که تزریق سرمایه و امکانات برای جوانان خوب و موثر است اما مشکل همه جوانان برای ازدواج با وام ازدواج و مسکن حل نمی‌شود، بلکه در مواردی لازم است نگرش آنها اصلاح و تعدیل شود و در این زمینه باید اقدامات فرهنگی گسترده و اثربخشی انجام شود.

به گفته ی این استاد دانشگاه، برای حل این مشکل ابتدا لازم است اقناع افکار عمومی صورت بگیرد؛ زیرا تا زمانی که افراد قانع نشوند، ازدواج نخواهند کرد. سپس برجسته‌سازی عوامل مثبت ازدواج و فرزندآوری و کمرنگ ساختن مضرات ازدواج و فرزند صحبت شود.

در گام سوم، باید به پیوند زدن خواسته‌های فردی با منافع جمعی پرداخت و اشاره کرد که ازدواج و  فرزندآوری چگونه می‌تواند هم برای خود فرد و هم برای اطرافیان او موثر باشد.

در گام چهارم باید استفاده درستی از رسانه‌ها شود. یعنی فقط احساسات افراد هدف قرار نگیرد، بلکه اقناع‌سازی هدف اصلی و نهایی باشد و در گام آخر اینکه نهادهای مرتبط در این زمینه به یک هم‌افزایی و انسجام کارکردی دست یابند. از جزیره‌ای عمل کردن پرهیز شود و با استفاده از پتانسیل و ظرفیت همه نهادها، اقدامات موثر و مفید در این زمینه انجام داد.

توجه به نگرش‌ها و فرهنگ‌های گروه‌های مختلف جامعه، مهم است و باید متناسب با آنها برنامه‌ریزی کرد؛ در واقع توجه به تنوع نگرش‌ها برای راهبردی و عملیاتی شدن آنها لازم و ضروری بوده و صرف اتخاذ یک سیاست یکپارچه برای عموم مردم پاسخگو نیست./برگرفته از یک نشست مجازی منتشر شده در ایرنا