ظرفیت مردم این استان محروم و جنگ زده از فشارهای روحی و روانی پر است

سالهاست استان ایلام کلمه ی “محرومیت” را چون زنجیر برای” شناسایی” بر گردن آویخته و به دوش می کشد نام “ایلام محروم” نامی درد آشناست! اما محرومیت فقط یک واژه نیست بلکه” درد “است دردی سنگین که مانند پتکی بر سر خانواده های مظلوم و محروم ایلامی آوار شده است. چهره ی مظلوم و غمگین […]

سالهاست استان ایلام کلمه ی “محرومیت” را چون زنجیر برای” شناسایی” بر گردن آویخته و به دوش می کشد نام “ایلام محروم” نامی درد آشناست! اما محرومیت فقط یک واژه نیست بلکه” درد “است دردی سنگین که مانند پتکی بر سر خانواده های مظلوم و محروم ایلامی آوار شده است.

چهره ی مظلوم و غمگین خانواده هایی را می شود در این استان یافت که از سفره های خالی رنج می برند و شبها، گرسنه سر بر بالین می گذارند، قیافه ی نحیف کودکان ،  وسکوت سنگینشان دیوارهای شرمساری و “نقص مدیریت” را در جای ،جای ایران غنی و پهناور می سازد که به واسطه منابع خدادادی و بی‌نظیرش نباید فقر در آن جایگاهی داشته باشد.

“فقر” قابل توصیف نیست ،کسی می تواند آن را با تمام وجود درک کند که طعمش را چشیده و با سفره خالی زندگی کرده باشد! شبها گرسنه سر بر بالین گذاشته و پیچش شکم از گرسنگی را در صندوقچه خاطراتش پنهان کرده باشد.

وضعیت” اسف بار” این روزهای قشر محروم استان ایلام در روستاهای دور افتاده با بنیه مالی ضعیف در جوار تحریم ها ،فشارهای اقتصادی ، کرونا وتورم که خانواده ها را بیش از پیش نگران کرده قابل وصف نیست، خانواده های که هر روز سفرهایشان خالی تر از دیروز است.

این استان کوچک بجز کلمه” محرومیت” مفتخر است خود را با نام پر آوازه ای که در صدر جدول” تورم” کشور به خود اختصاص داده است، معرفی نماید ، و لقب استان “نا امن” غذایی را نیز در “رزومه اش “به ثبت برساند.

استان کوچکی که می توان در اماکن پر تردد آن شاهد کودکان کار با قیافه های غمگین و خسته بود ، کودکانی که باید در اوج شادی و بازیهای کودکانه باشند، چهره ای افسرده ،ناامید و خسته را به یدک می کشند و روز به روز به آمار این کودکان اضافه می شود.

این روزها شاهد ” متکدیانی “هستیم که چهره ی غمگین این شهر را افسرده تر از همیشه نشان می دهند و روح شهروندان را بیشتر آزرده خاطر می نمایند.چه کسی پاسخگوی شهروندانی است‌‌ که هر روز شاهد تماشای این مناظر تلخ هستند؟ دیدن این صحنه ها قطعا بار روانی سنگینی بر دوش جامعه خواهد گذاشت.

چه کسی پاسخگوی کودکانیست که با سرعت و بدون توجه خود را جلوی ماشینها برای پاک کردن شیشه ماشین می اندازد وبا التماس از رانندگان کمک می خواهند ؟ نگاه معصوم این کودکان وجدان و انسانیت را زیر سوال می برد ، آیا صدای عجز این کودکان خسته و گرسنه را کسی می شنود؟ کودکی که برای یک لقمه نان سلامتی خود را به خطر می اندازد ودر خیابانها بدون توجه در میان ماشینها پرسه می‌زند؟

مردم این شهر در  هشت سال جنگ تحمیلی  زیر توپ و تانک دشمن بوده اند و هنوز صدای آژیر های خطر و بار روانی که بر دوش مردم گذاشته در ذهن ها باقیست، انتظار است مسئولین بیشتر به فکر روح و روان این مردم جنگ زده باشند.

فشار اقتصادی، تحریم ها ، تورم ، کرونا و بیکاری بار روانی بسیاری بر دوش مردم گذاشته است و ظرفیت روحی آنها را تکمیل نموده ،هر چقدر این عرصه تنگ تر شود ،ظرفیت مردم نیز روز به روز کمتر می شود.

اگر به  آمار بالای خودکشی و دگر کشی در استان ایلام نیز اشاره نماییم و آن را مورد بررسی قرار دهیم به میزان عصبانیت و خشم نهفته در مردم این استان می رسیم که باید مورد توجه روانشناسان و جامعه شناسان قرار بگیرد.

ختم کلام این است لیوان ظرفیت مردم این استان محروم و جنگ زده از فشارهای روحی و روانی پر است پس مسئولین خود را مکلف نمایند بیشتر به مردم این استان توجه نمایند وچاره ای برای چهره ی غم زده ی این شهر کنند.