در سه ماه اخیر، جنگلهای ایلام بارها شاهد شعلهور شدن آتشهایی بودهاند که نهتنها طبیعت را به کام نابودی کشاندهاند، بلکه افکار عمومی را نیز دچار سوال و ابهام کرده اند.
آنچه بیش از خود آتشسوزیها ذهن را مشغول میکند، تکرار الگوهایی است که گویی هیچگاه درسآموزی از آنها صورت نگرفته است.
بارها دیده شده که پس از مهار اولیه آتش، کندههای نیمسوز در دل جنگل باقی میمانند؛ در حالی که تجربه نشان داده همین کندهها با وزش باد میتوانند دوباره شعلهور شوند و فاجعهای تازه رقم بزنند. این موضوع نه پیچیده است و نه ناشناخته. پس چرا همچنان در مدیریت بحران نادیده گرفته میشود؟ آیا نبود دستورالعملهای دقیق یا ضعف در اجرای آنها باعث این تکرار شده است؟
نکته ای که افکار عمومی را بیش از پیش نگران کرده، این است که پس از رسانهای شدن یک آتشسوزی و افزایش فشارهای مردمی، ناگهان نقطهای دیگر از جنگلها، آن هم در منطقهای صعبالعبور، دچار حریق میشود. این الگو، اگرچه ممکن است تصادفی به نظر برسد، اما تکرار آن در بازههای زمانی کوتاه، پرسشهایی جدی را مطرح میکند: آیا این آتشسوزیها صرفاً طبیعیاند؟ یا ردپایی از تعمد در آنها وجود دارد؟ و اگر چنین احتمالی مطرح است، چرا نهادهای مسئول با جدیت بیشتری به بررسی آن نمیپردازند؟
در عصر فناوریهای پیشرفته، نبود سامانههای پایش لحظهای در زمان بحران، بهویژه در مناطق جنگلی، جای تعجب دارد. آیا نمیتوان با استفاده از پهپادها یا سامانههای هشدار سریع، از گسترش آتش جلوگیری کرد؟ چرا هر بار باید منتظر شعلهور شدن دومین نقطه باشیم تا متوجه شویم که اولی بهدرستی مهار نشده بود؟
در نهایت، پرسش اساسی این است: چه کسی مسئول اهمال در این چرخه تکراری است؟ آیا ضعف در هماهنگی میان نهادهای اجرایی، کمبود منابع انسانی و تجهیزاتی، یا نبود اراده کافی برای برخورد با عوامل احتمالی تعمدی، باعث شده تا جنگلهای ایلام بارها قربانی شوند؟ پاسخ به این پرسشها نه در قالب اتهام، بلکه در قالب مطالبهگری عمومی باید پیگیری شود.
جنگلها سرمایه ملیاند. حفاظت از آنها نه فقط وظیفه نهادهای دولتی، بلکه مسئولیتی مشترک میان مردم، رسانهها و مدیران است. اما تا زمانی که پاسخگویی و شفافیت در مدیریت بحران و منابع طبیعی وجود نداشته باشد، آتشسوزیها نهتنها طبیعت را، بلکه اعتماد عمومی را نیز خواهد سوزاند.
ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0