قهرمانان نادیدهگرفتهشده دیپلماسی ایران
جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران، صحنهای تازه از قدرت و حضور زنان ایرانی را آشکار کرد؛ زنانی که این بار نه در سایه، بلکه در خط مقدم رسانه، اقتصاد و پشتیبانی اجتماعی ایستادند و الگویی بیبدیل از «مدیریت بحران زنانه» را رقم زدند.
به گزارش شکرستان ،جنگ ۱۲روزه، نقطه عطفی در بازنمایی نقش زنان ایرانی بود؛ حضوری که دیگر محدود به پشت جبهه و حمایتهای سنتی نیست، بلکه به خط مقدم رسانه، اقتصاد و روانشناسی اجتماعی کشیده شده است.
زنان با مدیریت بحران در خانواده، آرامشبخشی در جامعه و ایستادگی در رسانهها، تصویری تازه از قدرت نرم زنانه ارائه دادند؛ تصویری که توانست انسجام داخلی را در برابر جنگ روایتها حفظ کند.
با این حال، غیبت آنان در عرصه دیپلماسی عمومی، شکافی جدی میان ظرفیت واقعی و بهرهگیری ساختاری از این سرمایه اجتماعی را آشکار میسازد. این تناقض، پرسشی کلیدی پیش روی سیاستگذاران میگذارد: آیا میتوان بدون به رسمیت شناختن نقش زنان در سطوح کلان حکمرانی، از تمام ظرفیتهای ملی در میدانهای ترکیبی بهره برد؟
نقش بیبدیل در جبهه رسانه و روانشناسی اجتماعی
برخلاف دفاع مقدس هشتساله که نقش زنان عمدتاً حامیانه و پشتیبانی بود، در جنگ اخیر آنان در خط مقدم رسانه و مقابله روانی با دشمن ایستادند.
نمونه اعلای این نقش، ایستادگی مجریانی مانند سحر امامی بود که هنگام اصابت موشک به ساختمان صداوسیما، با آرامش و وقاری مثالزدنی به اطلاعرسانی ادامه دادند. این صحنه، پیام شجاعت، اقتدار و شکستناپذیری را به جهانیان مخابره کرد و به نمادی فراموشنشدید از مقاومت بدل شد.
زنان با حضور در رسانهها و شبکههای اجتماعی، در آرامشبخشی به جامعه و بالابردن تابآوری مردم نقشی حیاتی ایفا کردند.
این نقش در شرایطی حیاتی بود که یکی از اهداف اصلی دشمن، ایجاد رعب و وحشت و درنهایت تخریب انسجام داخلی از طریق جنگ رسانهای عنوان شده بود.
تدبیرگری در اقتصاد خانواده و مدیریت بحران معیشتی
نقش زنان به عرصه رسانه محدود نبود. در حوزه اقتصاد و معیشت، تدبیر و بلوغ فکری زنان بهعنوان مدیران خانواده مانع از هجوم به فروشگاهها و ایجاد کمبود مصنوعی شد.
این مدیریت خردمندانه، امنیت غذایی را در سطح خانوار حفظ کرد و به انسجام ملی کمک شایانی نمود.
با این حال، دادهها نشان میدهند اشتغال آسیبپذیر زنان، آنان را در تبعات اقتصادی جنگ به گروهی بیشدرمعرضخطر تبدیل کرده است.
به گفته کارشناسان ،حدود ۶۳ درصد از زنان شاغل در بخش غیررسمی و مشاغل شکننده فعالیت میکنند که نخستین قربانیان شوکهای اقتصادی هستند.
گزارشهایی از تعدیل نیرو به بهانه شرایط پساجنگ نیز منتشر شده که با توجه به سهم بالای زنان در مشاغلی مانند روزنامه نگاری و کسبوکارهای اینترنتی، میتواند به آنان آسیب بیشتری وارد کند.
پشتیبانی همهجانبه و ترمیم بافت اجتماعی
زنان در عرصه پشتیبانی نیز حضوری فعال و تعیینکننده داشتند. پرستاران زن با از خودگذشتگی از مجروحان مراقبت کردند و روانشناسان زن برای افزایش تابآوری جامعه تلاش کردند.
آنان در همراهی با خانوادههای شهدا و بازگرداندن آرامش به جامعه پیشگام بودند و نقش محوری خود در حفظ کانون خانواده در روزهای پرتنش جنگ را به خوبی اثبات کردند.
چالش غیبت در عرصه دیپلماسی عمومی و نادیدهگیری ظرفیتها
علیرغم این نقشآفرینی گسترده، تحلیلگران به غیبت چشمگیر زنان در عرصه دیپلماسی عمومی ایران در خلال و پس از جنگ اشاره میکنند.
در حالی که دشمن از تمام ابزارهای رسانهای و دیپلماتیک برای تاثیرگذاری روانی استفاده میکرد، حضور یک زن به نمایندگی از دستگاه دیپلماسی ایران برای توضیح مواضع کشور کمرنگ بود.
این غیبت، ریشه در ساختارهای مردانه حاکم بر نهادهای سیاست خارجی دارد که باعث میشود حتی حضور زنان دیپلمات نیز اغلب در سطوح تصمیمگیری و ارتباطگیری عمومی دیده نشود.
نتیجه این شده که بخش عظیمی از سرمایه اجتماعی و قدرت نرم متکی به کنشگری زنان، در مقابله با جنگ روایتی دشمن به کار گرفته نشود.
تحلیل بین نقشآفرینی بینظیر و محدودیتهای ساختاری
جنگ ۱۲روزه به وضوح نشان داد که زنان ایرانی با تکیه بر بلوغ فکری، مسئولیتپذیری و روحیه مقاومت، نه تنها در سنگر خانه، که در تمام عرصههای اجتماعی حضوری تعیینکننده دارند.
نقش آنان از خط مقدم رسانه تا مدیریت اقتصادی خانواده و پشتیبانی روانی و عاطفی جامعه امتداد داشت. بسیاری معتقدند نقش زنان در این جنگ، حتی از نقش آنان در هشت سال دفاع مقدس نیز پررنگتر و همهجانبهتر بود.
اما این جنگ همچنین شکاف بین توانمندی عینی زنان و بهرهگیری نظاممند از این ظرفیت در عرصههای کلان حکمرانی مانند دیپلماسی را آشکار کرد.
نادیده گرفتن این ظرفیت، تنها یک بحران عدالت جنسیتی نیست، بلکه به معنای ازدستدادن فرصتی استراتژیک در میدان جنگ ترکیبی و جنگ روایتهاست.
آینده امنیت ملی در گرو آن است که این سرمایه عظیم نه تنها در بحران، که در طراحی و مدیریت همهجانبه میدانهای نبرد نوین نیز به رسمیت شناخته و به کار گرفته شود.





ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0